تبلیغات
كانون فرهنگی هنری شهدای برگو
 
                                                        
درباره روستا

كانون فرهنگی هنری شهدای برگو در جهت از بین بردن فقر فرهنگی و گسترش فعالیت های فرهنگی روستای برگو و البته منطقه در دی ماه 1390 فعالیت خود را رسما شروع كرده است.
محل استقرار این كانون به منظور باز نگه داشتن درب مسجد و گرایش هر چه بیشتر مردم و جوانان به این مكان در مسجد صاحب الزمان(عج) روستا می باشد.
.
روستای برگو ، یكی از روستاهای محروم منطقه از توابع بخش روداب شهرستان سبزوار می باشد.
از جمله جاذبه های گردشگری آن جنگل بسیار سر سبز و قنات منحصر به فردیست که در آن جاریست
.
کوه بلند کوه میش و همچنین مزار شاهزاده ابوالقاسم بن موسی (برادر امام رضا(ع)) آن نیز از جمله موارد دیگریست که از روستای برگو یک منطقه منحصر به فرد ساخته است
.

از دیگر افتخارات روستای ما وجود چهار شهید بزرگوار می باشد که مزار این عزیزان همچون نگینی در آرامستان روستای برگو می درخشد.
.
.
.
مدیر سایت : ایوب ترشیزی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




نوع مطلب :
برچسب ها :








نوع مطلب :
برچسب ها :




پنجشنبه 2 بهمن 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی




نوع مطلب :
برچسب ها :




می‌دانم چگونه شروع کنم... دستم می‌لغزد... از روی حرف ها می‌لغزد و به سمت حروفی می‌رود که به کلمه ای توهین آمیز ختم می‌شود...اصلاً نمی‌توانم شروع کنم و مثل همیشه همه اش از خوبی‌ها حرف بزنم، نمی‌توانم، این بار دیگر نه... مگر می‌شود نشسته باشی و از خوبی بنویسی بی آنکه به اطرافت توجّه کنی؟

می‌شود بنشینی بنویسی و اصلاً نبینی چه می‌نویسی؟... بله می‌شود، شارلی ابدو باش تا بتوانی، شارلی ابدو باش تا بتوانی از دینت، از زندگی ات، از منجی ات، بگذری و به منافعت فکر کنی... شارلی ابدو باش تا بتوانی چشمت را به روی آنچه می‌کشی،می‌نویسی و... ببندی،شارلی ابدو باش تا بتوانی منجی ات را بُکُشی،شارلی ابدو باش تا بتوانی...

آخر آدم چقدرچشمش را می‌بندد،۶۰۰۰۰ نسخه کم بود ۳۰۰۰۰۰۰ نسخه هم اضافه اش کردید به چهار زبان زنده؟

حتی به اشتباه افتاده ایم که داعش خوبست یا بد؟ در این حرکتشان از آنها حمایت می‌کنم،خوب کردند که کاریکاتوریست را کشتند؛ اصلاً دلم...

هیچ کس مثل شما نیست... هیچ کس مثل شما نیست که برای رسیدن به منافعش دینش، منجی اش، را کنار بگذارد یا سر ببرد، حتّی داعش! چطور پنداشته اید... فکر کردید شما هم مثل ما انسانید... یا فکر کردید رهبران ما هم مثل شمایند؛ کاریکاتورشان را به بدترین وجه ممکن بکشید... ها؟

کارتان به جایی رسیده به ایران پیشنهاد تشکیل گروه «من شارلی ابدو هستم» می‌دهید؟ فکر کرده‌اید ما منتظر پیشنهاد شما بوده‌ایم که تا امروز تشکیل نداده‌ایم؟

نه! از بچّگی در گوش ما خوانده اند هرکه نام «محمّد(ص)» را بشنود و صلوات نفرستد بخیل ترین مردم است...

بچّگی ها،شوخی مان گرفتن گل محمّدی جلوی بینی دوستانمان بود تا مجبورشان کنیم صلوات بفرستند...

از بچّگی یاد گرفتیم حتّی به نامش هم قسم هم نخوریم که نکند اشتباه درآید...

از بچّگی یاد گرفتیم که اسم حضرت محمّد را از توی روزنامه‌هایی که قرارست با آن‌ها موشک درست کنیم دربیاوریم...

از بچّگی...

حال شما می‌گویید بیایید به او اهانت کنید... واحزناه!اگر کسی این کار را کند که...

نه،هرگز چنین کاری نمی‌کنیم؛شما چاپتان را زیاد کنید هر چقدر می‌خواهید ما «عشّاق المحمّد» یم و تعدادمان روزافزون خواهد بود،ان شاء الله.

اگر اهانت کنید به لطف و قوّه‌ی الهی،همان طور که «اسم شرینی دانمارکی» را عوض کردیم نام شما را هم از بین خواهیم برد...

والسلام...

لِقَنْبرٍ وقد رامَ أن یَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً یا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَکَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّیطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّکَ، فَوَالذی فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، ولا أسخَطَ الشَّیطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّکوتِ عَنهُ.

- خطاب به قنبر که مى خواست به کسى که بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گوید - : آرام باش قنبر ! دشنامگوى خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خداى رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشى. قسم به خدایى که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نکرد و شیطان را با حربه اى چون خاموشى به خشم نیاورد و احمق را چیزى مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد.
دلنوشته دوستم سید جلیل عربشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها :




چهارشنبه 17 دی 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

میلاد رسول مهربانی و قطب عالم امکان حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق(ع) را به همه دوستان وبلاگی ام تبریک عرض میکنم

            اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




نوع مطلب :
برچسب ها :





خداوند به حضرت موسی(ع) وحی فرستاد که این مرتبه برای مناجات که آمدی کسی را همراه خود بیاور که تو از وی بهتر باشی (یعنی او از تو پست‌تر باشد)

موسی(ع) برای پیداکردن چنین شخصی تفحص کرد و کسی را نیافت، زیرا به کسی که می‌گذشت، جرأت نمی‌کرد که بگوید من از او بهترم. خواست یکی از حیوانات را ببرد. به سگی که مریض بود برخوردکرد، با خود گفت این را همراه خود خواهم برد. ریسمان به گردن سگ انداخت و مقداری او را آورد ولی بعد پشیمان شد، و او را رها کرد و تنها به بارگاه پروردگار آمد.
خطاب رسید، فرمانی که به تو دادم چرا اجرا نکردی؟ (وکسی را همراه خود نیاوردی)
عرض کرد: پروردگارا!‌نیافتم کسی را که از خودم پست‌تر باشد.
خطاب رسید: به عزت و جلالم اگر کسی را می‌آوردی که او را پست‌تر از خود می‌پنداشتی هر آینه نام تو را از طومار انبیاء محو می‌کردم.


داستانهای پیامبران-به نقل از کیهان




نوع مطلب :
برچسب ها :




السَّلامُ عَلَیکُم یَا أهلَ بَیتِ النُّبُوَّة وَ مَعدِنَ الرِّسَالَة

السَّلامُ عَلَیْکَ یَارَسُولَ‌اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نَبِیَّ ‌اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَبْنَ عَبْدِالله

السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الشَّهِیدُ الصِّدِّیقُ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ الله السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلیَّ‌بنَ‌مُوسَی‌الرِّضَا

     

فرا رسیدن ایام حزن و اندوه اهلبیت(ع) ،

شهادت جانگداز پیامبر رحمت، خاتم النبیین؛ حضرت محمد بن عبدالله(ص)

و شهادت دو نور دیده‌‌اش؛ امام حسن مجتبی(ع) و حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

بر حضرت حجة بن الحسن المهدی(ع) و شما عزیزان تسلیت باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 16 آبان 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

روزی بهلول نزد هارون رفت. هارون گفت: ای بهلول مرا پندی ده. بهلول گفت : اگر در بیابانی هیچ آبی نباشد و تشنگی بر تو غلبه کند چه می دهی تا تو را جرعه ای آب دهند که خود را سیراب کنی؟هارون گفت : 100دینار طلا. بهلول گفت:اگر صاحب آن به پول رضایت ندهد چه می دهی؟گفت: نصف پادشاهی خود را می دهم.

بهلول گفت: پس از آنکه آشامیدی،اگر به مرض سختی مبتلا گردی و نتوانی آن را رفع کنی،باز چه می دهی تا فردی آن بیماری را از بین ببرد؟هارون گفت:نصف دیگر پادشاهی خود را می دهم.

بهلول گفت:پس مغرور به این پادشاهی نباش که قیمت آن یک جرعه آب بیش نیست آیا سزوار نیست که با خلق خدای عزوجل نیکویی کنی؟





نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 3 آبان 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

vijename.jpg

دوباره بـــوی محــــرم دوباره بـــوی حسین (ع)

دوباره نوشش می از ســـــر سبوی حسین (ع)

دوباره مــــــاه تأثــــــــر، دوباره مــــــاه عــــــزا

دوباره ســــینه زدن در میان کـــــوی حسین (ع)

دوباره شهــــــر بپوشــــــد به تن لباس ســـیاه

رواج هیئــت و مسجـــد، ز آبــــروی حسین (ع)

دوباره ذکـــــر حسین، بر لبان پیــــــر و جــــوان

دوباره نغمه «هل من» رسد ز سوی حسین (ع)

دوباره یاد شهیــــــــدان کــــــــــربــــــــلا کردن

دوباره خوی گرفتن به خـــلق‌وخــوی حسین (ع)

دوباره لطف خدایی بــــــــرای شخص زهیــــــر

و نیـــــک عاقبتی بعــــد گفتگــــوی حسین (ع)

دوباره حـــــــر پشیمان به محضـــــر مـــــــــولا

عوض نمـــودن دنیا به تار مـــــــــوی حسین (ع)

دوباره قاســــــم و اکبـــــر، عمـــویشان عباس

فــدای حق شده در جنگ با عــدوی حسین (ع)

دوباره علقـــــمه و قتـــــلگاه شاه شهیـــــــــد

دوباره نالـــــــه زینب به جستجـــوی حسین (ع)

گرفتنش به بغل جســـــم بی ســـر مــــــــولا

دوباره بوســـــــه زدن بر رگ گلـــوی حسین (ع)

دوباره شـــــــام غـــــریبان، به خیمه‌ها آتــــش

زنان دربه‌در و خــــــواهــــر نکـــــوی حسین (ع)

دوباره یــــــــــاد اســـــــارت بـــــــــرای آل الله

و یاد ســـــنگ پرانـی به رأس و روی حسین (ع)

دلــــــــــــم گرفته خدایا ز ماتـــــــم مـــــــــولا

نما تـــو قسمت من، زائری به کـوی حسین (ع)





نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 25 مهر 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

روزی برای امام هادی(ع) خبر آوردند، که یکی از یارانشان در حال مرگ است. امام(ع) برای عیادت به منزل او رفتند. وارد که شدند، دیدند که مرد آرام و قرار ندارد و از بس گریه و زاری کرده، دیگر تاب و توانی برایش نمانده است. امام از او سبب بی تابی اش را پرسیدند.
او جواب داد: سرورم، این لحظات، آخرین لحظات عمر من است و من از مرگ در هراسم.
امام لبخندی زدند و به او فرمودند: ای بنده خدا! از مرگ در هراسی، چون حقیقت آن را نمی شناسی.
به من بگو، اگر بدنت آلوده به چرک ها و پلیدی ها باشد و تو را اذیت و پوست بدنت را زخم کند و به تو بگویند، اگر حمام بروی، این ناراحتی از تو برطرف می شود.
آیا میل نداری به حمام بروی و آن ناراحتی ها را از خود برطرف سازی؟
مرد با تعجب جواب داد: آری حتما این کار را خواهم کرد.
امام(ع) ادامه دادند: بدان که مرگ همان حمام است و آن آخرین پاک کننده گناهان توست و تو را از گناهانت پاکیزه می سازد و آنگاه که تو بر آن وارد شوی و بگذری، از تمام ناراحتی ها و اندوه ها و اذیت ها رهایی می یابی و به شادی و خوشبختی می رسی.
مرد سخنان امام(ع) را شنید و آرام گرفت.
چشم هایش را بست.
مرد از دنیا رفته بود.

منبع: معانی الاخبار، شیخ صدوق، باب معنی الموت، ج9، ص290.




نوع مطلب :
برچسب ها :





وَمَا یَسْتَوِى الْأَحْیَآءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَمَآ أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِى الْقُبُورِ 
و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند! خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می‌رساند، و تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‌اند برسانی! (سوره مبارکه فاطر آیه 22)

وقتی آیات کلام الله مجید را برای کفار تلاوت می کردند به خاطر عناد و دشمنی که با رسول اکرم (صلی الله علیه وآل وسلم) داشتند و به خاطر تعصبات کورکورانه و خواسته های نفسانی که داشتند با توجه به این که آیات را شنیدند و به حقیقت آن در نزد خود اعتراف می کردند ولی حاضر به قبول و ایمان به آن آیات شریف نمی شدند و این به خاطر وجود موانع که همان خباثت باطنی و عناد و تعصب است، می باشد.

منظور آیه:

(ای پیامبر؛ همانگونه که هرگز نمیتوانی حیات و روح را به اموات در قبور باز گردانی، هم چنین هرگز نمیتوانی حیات ایمان را به افراد کافر که قلب آنان مرده و بضلالت و عناد دچار گشته، باز گردانی)





نوع مطلب :
برچسب ها :




پنجشنبه 3 مهر 1393 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

معلم اسم دانش آموز را صدا كرد 

دانش آموز پای تخته رفت ،

معلم گفت: شعر بنی آدم را بخوان

دانش آموز شروع كرد

بنی آدم اعضای یک پیکرند 

كه در آفرینش ز یك گوهرند 

چو عضوی به درد آورد روزگار 

دگر عضوها را نماند قرار 

به اینجا كه رسید متوقف شد ،

      معلم گفت: بقیه اش را بخوان!        

دانش آموز گفت: یادم نمی آید!

معلم گفت: یعنی چی ؟ این شعر ساده را هم نتوانستی حفظ كنی!؟

 دانش آموز گفت: آخر مشكل داشتم مادرم مریض است و گوشه‏ی‏خانه افتاده ،پدرم سخت كار میكند اما مخارج درمان بالاست، من هم باید دستفروشی بکنم و هم هوای خواهر برادرهایم را هم داشته باشم

ببخشید آقا معلم !!!

معلم گفت: ببخشید همین؟!مشكل داری كه داری ، باید شعر رو حفظ میكردی مشكل تو به من مربوط نمیشه!

در این لحظه دانش آموز گفت:

تو كز محنت دیگران بی غمی

نشاید كه نامت نهند آدمی





نوع مطلب :
برچسب ها :




کسب مقام برتر در 3 بخش توسط کانون فرهنگی و هنری شهدای برگو در استان
کانون شهدای برگو در جمع 9 کانون برتر سبزوار

شهرستان سبزوار موفق شد در اولین جشنواره بچه های مسجد که در بین 1400 کانون فرهنگی و هنری مساجد خراسان رضوی برگزار گردید با کسب 20 عنوان مقام ، بعنوان شهرستان برتر معرفی گردد.

به گزارش روابط عمومی دفتر نمایندگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد سبزوار ، جشنواره بچه های مسجد که با هدف شناسایی کانونهای فعال در عرصه های مختلف ، فعال نمودن ظرفیتهای بالقوه کانون هاو بصیرت افزایی فعالان فرهنگی مساجد و تشویق به تحرک و پویایی بیشتر در کانون های فرهنگی و هنری مساجد بمناسبت بیستمین سالروز تاسیس کانونهای فرهنگی و هنری مساجد در بین 1400 کانون فرهنگی و هنری مساجد خراسان رضوی برگزار شد که شهرستان سبزوار با شرکت نمودن 60 کانون در این جشنواره توانست 20 عنوان مقام را به خود اختصاص دهد و شهرستان برتر استان معرفی گردد .

 

علیرضا رادمان مسوول دفتر نمایندگی کانون های فرهنگی و هنری مساجد سبزوار با اعلام خبر فوق به 9 کانون که احراز مقام نموده اند اشاره کرد و این کانون ها را اینچنین معرفی کرد :

 کانون شهدای مهر ؛ در بخش عکاسی ، فیلم کوتاه و وبلاگ نویسی

 کانون شهدای دلقند ؛ در بخش طراحی و نقاشی

 کانون والقلم روستای پادر ؛ در بخش اختراعات و ابتکارات و تالیف کتاب و کانون روستایی فعال

 کانون دارالعلم قرآن ؛ در بخش سرود ، طراحی پوستر ، ویژه برنامه و فعالیتهای شاخص

 کانون شهدای برگو ؛ در بخش شعر ؛ نشریات و وبلاگ نویسی

 کانون نرجس خاتون ؛ در بخش نشریات ، ویژه برنامه ها و فعالیتهای شاخص

 کانون پور صالح روستای جنبذ ؛ در بخش فعالیتهای شاخص رتبه برتر را کسب و همچنین کانون های مدینه العلم و مائده القرآن نیز شایسته تقدیر اعلام شدند .





نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 12 اسفند 1391 :: نویسنده : ایوب ترشیزی

ببینید چطوری با ناخود آگاه ما بازی میکنند!!!!!!!!!!!

خراب کردن مسجد توسط پرندگان خشمگین...





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :








هشتم ربیع الثانی در تقویم شیعیان بزرگداشت ولادت امامی است که نام گرامی او یادآور نام فرزند برومندش اما
م مهدی حضرت صاحب الزمان(عج) است؛ امامی که با تمهید و زمینه‏ سازی روحی و عقیدتی، شیعیان را برای رود به دوران غیبت آماده کرد.امام یازدهم شیعیان «حسن بن علی» نام دارد و کنیه ایشان« ابومحمد» و لقبش زكّی و عسكری است. ایشان در ۸ ربیع الثانی سال ۲۳۲ هجری در مدینه به دنیا آمد و در جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ در سن ۲۸ سالگی به شهادت رسید و در سامرا به خاک سپرده شد.



نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 2 )    1   2